
لالایی کن خدا، اینجا غربیم لا لا یی کن دلم تنها و خسته است چرا من بی و کس و کارم xa0عزیزم شبها پای یهxa0 دارِ قالی، حسرت، می شینم می بافم، من می بافم، حسرتم رو تا روزی، زیر پای خود بزارم تمام حسرت های، ناتمومم لالایی می خونم، خوابم بگیره دلم با کینه هام، خوابش بگیره نمی خوام بشکنم، عهد سر شب دوباره سر بدم، آواز و هق هق صدای هق هق هام، بریده تو دل تموم ناله هام، شدن یه کینه برای خوردن از، یه دونه حیله چقدر پستن کسایی، که می تونن بزارن، پا روی، دلهای آدم خدا رو شاهد، این شب می گیرم خدایا شاهد غ...
ادامه مطلب