بارش غم - تاریخ: 1400/12/1 ساعت: 17:14
اینقدر از در و دیوار غم. می بارد که صدای غرش آسمان و بارش ابرها هم در برابر غم هایم هیچ می شوند. اینقدر در دلم اضطراب و تشویق دارم، که حتی تمامی خشم ها و فریادهای درماندگان و بی کسان در مقابلش خاموش می شوند. اینقدر ماتم و شیون در سینه ام نشسته که تاب رویارویی با زندگی را در دل کشته ام. ترس وجودم را ...
دنیای امروز و فردام - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 1:15
رو دلم کاغذِ رنگی می زارم که شاید بتونه، رنگی بگیره واسه ی تحملِ، روزهای بد بتونه ،یه خرده پنهون بمونه واسه ی ندیدن، چهره ی غمگینم دارم صورتک، رو صورتِ غم می زنم پلک هامو با سایه، روشن می کنم که شاید، سیاهی چشم هامو،پنهونش کنم واسه ی ندیدن، اشک های چشمم، می تونم با یک عینک چشم هامو، قایم کنم اما می ...
نگاه غم زده - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:46
با یک نگاه غم زده شب می نشینم پیش تو اما نمی دانم چرا چشمان تو ناراحته در چار چوب عکس تو غم های من پنهان شده اشک درون چشم من می ریزد از گونه به لب باران چشمانم هنوز می ریزد از گونه به لب من هم که یادت می کنم قلبم برایت می تپه چشم و دلم گریان شده چشم تو می گرید به من در قاب عکست رو به من من نیز می دا...
لالایی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:46
لالایی کن خدا، اینجا غربیم لا لا یی کن دلم تنها و خسته است چرا من بی و کس و کارم xa0عزیزم شبها پای یهxa0 دارِ قالی، حسرت، می شینم می بافم، من می بافم، حسرتم رو تا روزی، زیر پای خود بزارم تمام حسرت های، ناتمومم لالایی می خونم، خوابم بگیره دلم با کینه هام، خوابش بگیره نمی خوام بشکنم، عهد سر شب دوباره ...
زمستان بلا - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:46
در زمستان بلا، گم گشته ام در میانِ برگ های خیس و تر زیر پای عابران، له گشته ام می کشاند عابری، با کفش خود تکه ای از قلب من را، زیر پا می رود ناغافل ، از فریاد من می دود در کوچه ای، با تکه ای از قلب من
عابر بی پا - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:46
xa0 یک عابر بی پایم در جاده تنهایی کوله به کمر دارم یک مُشتِ پر از کینه یک قلبِ سبکبال از این مرز، پر از حیله راهم به فلان اباد جایم به خراب اباد مرزی است میان ما غم ها و تباهی ها شادم زاحوالم مستم زرخسارم اشکم دوید از غم پلکم که گریان است مُردن چه اسان است این مُردن بی رویا صد شوق به من داده صد شوق...
شهزاده ی رویای من - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:45
شهزاده ی رویای من، امشب، که خوابم می کنی در خاطراتِ ماندگار، تنها تو، یادم می کنی در بین رویا، توی خواب من ماندم و یک رهگذر در خاطراتِ بی گذر یک عابری، از جنس من دیدم نشسته، در برم تا آمدم صحبت کنم دیدم که هستم، بی نصیب از لطف و رویش، توی خواب باز این دل، تنهای من تنهای تنها،خسته است تنها به روی اسب...
شب های تنهایی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:45
شب ها وقتی که تنهایی می خوام گم شم تو احوالم نمی دونم چطور می شه میای باز هم تو افکارم میای باز هم جلو چشم هام تو می دونی دوام اشکه تو می دونی که چی می خوام ولی باز هم مثل هر شب می بندی چشم هاتو رو من دلم می خواد که باشی و ببینم با تو هستم باز یه روزی از همین روزها میای و می بری خوبم همه غم های تو س...

برچسب‌های مرتبط

دنیای امروز و غفلت از آخرت | اخبار امروز دنیای ورزش | لالایی علی زند وکیلی | لالایی کودکان | لالایی چرا | لالایی ویگن | لالایی کردی | لالایی بنیامین | لالایی گوگوش | لالایی ترکی